فرهنگ کلمات و اصطلاحات مديريت پروژه






از O&M
تا Opportunity

صفحه بعد فهرست صفحه قبل


عبارات و اصطلاحات و تعاريف آنها

منبع

O&M
  • Operations and Maintenance را ببينيد.

OAR
  • Quality Assurance Representative را ببينيد.

Objective
  • بياني متقن که آنچه را که پروژه سعي دارد به دست آورد، تشريح مي کند. هدف، بايد در يک سطح پايين نوشته شود تا در پايان پروژه به منظور بررسي اينکه آيا به دست آمده است يا خير، بتواند مورد ارزيابي قرار گيرد. هدفي که خوب بيان شده باشد، مشخص، قابل اندازه گيري، قابل دستيابي، واقع بينانه، و داراي محدوديت زماني خواهد بود (که به اختصار به آن SMART گفته مي شود).
  • چيزي که يک شخص مي خواهد انجام شود. بيان ويژه اي از مقادير کيفيت، کميت و زمان.
  • در مديريت قرارداد و يا تدارکات، تعريف شيوه اي که براي اجراي کار بايد دنبال گردد و خدمتي که بايد در مورد آن قراردادي بسته شود يا منبعي که بايد تأمين گردد.
  • در مديريت زمان، نتيجه اي از پيش تعيين شده، که تلاش ها در جهت آن هدايت مي شود.
  • معياري قابل اندازه گيري که بايد محقق شود تا پروژه، موفقيت آميز تلقي گردد. اهداف، حداقل بايد شامل مقياس هاي هزينه، زمانبندي، و کيفيت باشند. اهداف غيرقابل اندازه گيري (مانند "رضايت مشتري") ريسک اينکه پروژه نتواند به آنها دست يابد را افزايش مي دهد.

TM


TML 220
PMK87

PMK87
42
OBS
  • Organizational Breakdown Structure را ببينيد.

OC Curves
  • Operating Characteristic Curves را ببينيد.

ODC
  • Other Direct Costs را ببينيد.

Offset
  • Resource Offset را ببينيد.

OJT
  • On-the-job Training را ببينيد.

OPL
  • Qualified Product List را ببينيد.