عبارات و اصطلاحات و تعاريف آنها
|
منبع
|
- Labor
- يکي از موارد زير:
- به خرج دادن تلاش فيزيکي يا فکري خصوصاً هنگامي که دشوار يا اجباري باشد.
- فعاليت انسانيي که منجر به ارائه کالا يا خدمات مي شود.
- يک گروه اقتصادي متشکل از افرادي که کار يَدي انجام مي دهند؛ عموماً توسط اتحاديه هاي کارگري معرفي مي شود.
|
Webster
|
- Labor Agreements
- قراردادهاي رسمي بين يک تشکيلات اقتصادي و اتحاديه هاي کارگري آن.
|
RMW
|
- Labor Productivity
-
|
|
- LAN
- Local Area Network را ببينيد.
|
|
- Latest Finish Time
-
|
|
- Latest Start Time
-
|
|
- Launch, project
- Project Initiation را ببينيد.
|
|
- LCC
- Life Cycle Cost را ببينيد.
|
|
- Lead
- در يک دياگرام شبکه اي، کمترين انحراف زماني لازم ميان شروع يک فعاليت و شروع فعاليت ديگري که با آن همپوشاني دارد.
|
APM
BS
|