فرهنگ کلمات و اصطلاحات مديريت پروژه






از Key
تا KSI

صفحه بعد فهرست صفحه قبل


عبارات و اصطلاحات و تعاريف آنها

منبع

Key
  • در مديريت پروژه، نوعاً به معناي قلمي است که يک عامل تصميم گيري به شمار مي رود؛ يعني براي رسيدن به يک تصميم، عاملي بحراني، سودمند، يا مرکزي است.

Webster
Key Event Schedule
  • يک برنامه زمانبندي که شامل وقايع کليدي يا مايل استون ها مي باشد. اين وقايع معمولاً وقايعي هستند که تکميل آنها اهميتي بحراني دارد و در فواصل زماني در طي پروژه، برنامه ريزي شده، به عنوان مبنايي جهت پايش پيشرفت کلي پروژه مورد استفاده قرار مي گيرند. شکل نمايش اين برنامه زمانبندي مي تواند به صورت شبکه اي يا نمودار ميله اي بوده، در بالاترين سطح خلاصه شده شامل حداقل جزئيات باشد. معمولاً به آن Mileston Schedule نيز گفته مي شود.
  • Master Schedule را ببينيد.

PMK87
Key Events
  • وقايع مهمي که دستيابي به آنها براي اجراي پروژه، حياتي فرض مي شود.

APM
Key Performance
  • کار برجسته اي که اجراي آن براي پروژه، حياتي است. Key Performance Indicators را ببينيد.

RMW
Key Performance Indicators ("KPI")
  • شاخص هاي مديريت پروژه اي که:
    • در ابتداي پروژه تعيين شده اند،
    • تأثير مستقيم بر اهداف کليدي پروژه دارند،
    • در طي دوران پروژه، زمينه را براي اتخاذ تصميمات مديريت پروژه در مواردي که عوامل مختلف يکديگر را تحت تأثير قرار مي دهند، فراهم مي سازند،
    و به هنگام تکميل پروژه، اين شاخص ها:
    • مناسبترين اندازه ها جهت تأييد قابل قبول بودن پروژه و محصول آن، در صورت موفقيت، توسط حاميان پروژه مي باشند،
    • مي توان آنها را به طريقي، در زماني، با مقياسي، اندازه گيري کرد.
  • شاخص هاي قابل اندازه گيريي که در گزارش هاي پيشرفتي که براي منعکس نمودن عوامل بحراني موفقيت پروژه انتخاب شده اند، مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
  • شاخص هاي قابل اندازه گيريي که براي منعکس نمودن عوامل بحراني موفقيت پروژه انتخاب شده اند و براي گزارش دادن پيشرفت، مورد استفاده قرار مي گيرند.

CRMP







WST

PNG
Key Personnel
  • افرادي که براي سازمان پروژه، اهميت حياتي دارند.
  • افرادي که با نام به يک پروژه تخصيص داده شده اند و بدون تأييد خريدار، نمي توان آنها را جايگزين نمود.

RMW
CSM
Key Success Indicators ("KSI")
  • شاخص هاي مديريت پروژه اي که:
    • در ابتداي پروژه تعيين شده اند و به ترتيب اولويت، فهرست گرديده اند،
    • تأثير مستقيم بر اهداف کليدي پروژه دارند، و
    • در طي دوران پروژه، زمينه را براي اتخاذ تصميمات مديريت پروژه در مواردي که عوامل مختلف يکديگر را تحت تأثير قرار مي دهند، فراهم مي سازند،
    و پس از تکميل پروژه:
    • محتمل ترين موارد منجر به پذيرش پروژه و محصول آن، در صورت موفقيت در جلب رضايت مشتري، توسط حاميان پروژه مي باشند، و
    • مي توان آنها را به طريقي، در زماني، با مقياسي، اندازه گيري کرد.

PMIS
Kickback
  • هرگونه پول، اجرت، حق العمل، اعتبار، هديه، انعام، چيز باارزش، يا مابه ازا از هر نوع، که به طور مستقيم يا غيرمستقيم، به هر فرد يا پيمانکار به منظور به دست آوردن چيزي خارج از روال عادي يا به عنوان جايزه براي عملکرد خوب، نوعاً در ارتباط با گونه اي قرارداد، پرداخت مي گردد.

GAT
Kick-Off

Kick-Off Meeting
  • در بهترين حالت، جلسه اي از نوع کارگاهي است که در آن ذي نفعان اصلي و شرکت کنندگان در پروژه در مورد آرمان ها و اهداف پروژه، و اينکه چگونه سازماندهي خواهد شد و غيره، و اينکه سپس چه کساني در برنامه ريزي آن، تخصيص مسئوليت ها، تعيين تاريخ هاي هدف، و غيره همکاري خواهند داشت، آگاه مي گردند.
  • جلسه اي از نمايندگان تمامي گروه هاي درگير در اجراي پروژه، براي نايل شدن به يک درک جمعي از مسئوليت هاي پروژه، محدوده کار و برنامه ايمني.

RMW


SCL
Knowledge
  • واقعيت يا وضعيت دانستن چيزي به واسطه آشنايي به دست آمده از طريق تجربه يا ارتباطات متقابل. به عنوان مثال: مجموع آنچه که شناخته شده و معلوم است، مانند ابزارها و تکنيک هاي مديريت پروژه مؤثر.

RMW
Knowledge Base
  • مجموع دانشي که براي شرايط محيطي معين، بنياني محسوب مي گردد، مثلاً پايگاه داده هاي سازمان در ارتباط با برآورد، يا يادداشت هاي حاکي از وقايع ريسک در پروژه هاي گذشته، و غيره.

RMW
Knowledge Management
  • جمع آوري، مديريت و توزيع اطلاعات مرتبط با طرفيني که نياز به دانستن دارند.

RMW
Known, Known-unknown, Unknown-unknown
  • روشي براي طبقه بندي ريسک ها باتوجه به ميزان اطلاعات موجود.

RMH
Known-Unknown

KPI

KSI