فرهنگ کلمات و اصطلاحات مديريت پروژه






از JIT
تا Just-In-Time

صفحه بعد فهرست صفحه قبل


عبارات و اصطلاحات و تعاريف آنها

منبع

JIT

Job
  • گروهي از عمليات مرتبط به هم که به دليل تشابه کاري به يکديگر مرتبط شده اند و مي توانند بدون دخالت يا تأخير، توسط يک يا چند نفر از کارکنان، تکميل شوند.
  • گروهي از وظايف کاري مشابه که تکميل آنها، سازمان را به يکي از مقاصد خود نزديکتر مي سازد.

DSMC

GAT
Job Description
  • مستندسازي عناوين شغلي طرف هاي درگير در يک پروژه، ناظران، شرح وظايف، مسئوليت ها، اختيارات و هرگونه عامل کاري ديگر. خلاصه نوشته شده اي از مهارت ها، مسئوليت ها، دانش، اختيارات، محيط، و ارتباطات متفابل داخلي مربوط به کار يک فرد خاص.
  • يک توصيف دقيقاً سنجيده شده و ساختيافته اما به طور خلاصه و فشرده نوشته شده از کار يک شخص که بايد شامل اختيارات، مسئوليت ها، محتواي کاري، ارتباطات کاري و گزارش دهي، وظايف و مهارت هاي لازم باشد. در وهله اول، براي مديريت و نظارت بر منصب هاي شغلي مورد استفاده قرار مي گيرد. جهت ايجاد ساختار سازماني پروژه و انتخاب يا استخدام مناسب ترين داوطلبان براي کارهاي لازم، بسيار مفيد است.

PMK87

CCCP
Job Evaluation
  • يک ارزيابي سيستماتيک از محتواي کار. اين ارزيابي، ارزش يک کار را در مقايسه با کارهاي ديگر، برحسب حقوق يا دستمزد مشخص مي سازد. برنامه هاي دقيق بسياري تهيه و به کار گرفته شده که ميزان موفقيت آنها با يکديگر متفاوت بوده است. با آنکه برخي از ساختارها در پروژه ضروري هستند، شرايط بازار، کميابي، دانش فردي، عملکرد يا توافقات تجاري، پرداخت دستمزدها را بيشتر تحت تأثير قرار مي دهد. اين عوامل، معمولاً وضعيت هاي ديگري را نيز در پروژه پديد مي آورند، مانند: استرس بيشتر، بارکاري گردشي، و افزايش احتمال توقف نسبت به احتمال تکميل پروژه. Job Description را نيز ببينيد.

CCCP
Job Satisfaction
  • راضي بودن از اهداف، مسئوليت ها و شرايط کلي کار.

RMW
Job Title
  • يک منصب رسمي در يک هرم سازماني. معمولاً نامي است که اختيارات و مسئوليت هاي يک شخص را منعکس مي سازد.

RMW
Joint Venture
  • يکي از دو مورد زير:
    1. مالکيت مشترک يک شرکت توسط دو يا چند نفر يا شرکت هاي ديگر.
    2. مشارکت بين دو يا چند شرکت که به طور متقابل در يک اقدام مخاطره آميز، مانند يک پروژه بزرگ، درگير هستند. در اين حالت، وجود آن اقدام مخاطره آميز در جهت هدفي خاص و براي مدتي محدود، مي باشد.

PMDT
Judgment
  • يکي از موارد زير:
    1. اظهار رسمي يک رأي معتبر.
    2. فرآيند شکل گيري يک رأي يا ارزيابي، به وسيله مقايسه دو يا چند مجموعه از اطلاعات جهت رسيدن به يک برآورد کلي.
    3. يک تصميم رسمي که توسط دادگاه اتخاذ مي شود، مانند مقرر نمودن پرداخت غرامت.

Webster
Judicial
  • وابسته به مسئول دولتي اداره کل دادگستري.

Webster
Jurisdiction
  • محدوده قلمروي که قانون يا قدرتي ديگر بر آن حاکم است، مثلاً قدرت تفسير و اِعمال قانون.

MEMOPT
Just In Time ("JIT")
  • فلسفه اي که در آن، کالاها، خدمات، يا اقدامات براساس تقاضا در هنگام نياز و بدون انتظار، صف، يا ذخيره سازي ارائه مي شوند.

RUP
Just-In-Time
  • يک سيستم "کششي" که توسط نياز واقعي هدايت مي شود. هدف، توليد، ارائه يا تحويل قطعات يا تدارکات، درست در زمان عمليات بعدي است. اين رويکرد، هزينه هاي ذخيره سازي يا نگهداري در انبار را کاهش مي دهد اما جايي براي خطا باقي نمي گذارد. به همان اندازه که يک فلسفه مديريتي است، يک سيستم انبارداري نيز هست.





















DSMC