فرهنگ کلمات و اصطلاحات مديريت پروژه






از G&A
تا Guideline

صفحه بعد فهرست صفحه قبل


عبارات و اصطلاحات و تعاريف آنها

منبع

G&A

GAAP

Gain Sharing Arrangements
  • تنظيمات قرارداديي که تحت آن، دو يا چند طرف، در منافع يک دارايي، مثلاً قلم قابل تحويل يک پروژه، شريک مي شوند.

RMW
Game Plan
  • رويکردي کلي براي دستيابي به يک هدف مهم.

PPS&C
p59
Gantt

Gantt Bar
  • يک عنصر گرافيکي در يک نمودار گانت که نشان دهنده طول مدت يک فعاليت است.

MSP98
Gantt Chart
  • نموداري که با استفاده از خطوط زمان و علامت هاي ديگر، پروژه ها يا فعاليت هاي چندگانه مبتني بر زمان را بر روي يک مقياس زماني افقي نشان مي دهد.
  • يک نمودار گانت، نمايش گرافيکي طول مدت فعاليت ها بر اساس دوره هاي زماني است. به آن نمودار ميله اي (bar chart) هم گفته مي شود. فعاليت ها همراه با ساير اطلاعات به صورت جدولي در سمت چپ، فهرست مي شوند و فواصل زماني در بالاي ميله ها نشان داده مي شود. طول مدت فعاليت ها به شکل ميله هاي افقي نمايش داده مي شود.
  • نمايشي گرافيکي از اطلاعات مرتبط با زمانبندي. نوعاً در نمودار گانت، فعاليت ها در سمت چپ نمودار فهرست مي شوند. تاريخ ها در بالا نشان داده مي شوند، و طول مدت برنامه ريزي شده فعاليت ها به صورت ميله هاي افقي در زير تاريخ ها نمايش داده مي شود. به آن نمودار ميله اي (bar chart) هم مي گويند.
  • نمايي که شامل فهرستي از فعاليت ها و يک نمايش گرافيکي از آن فعاليت ها، با استفاده از ميله هاي گانت، است.
  • نمايشي گرافيکي از طول مدت فعاليت ها. فعاليت ها همراه با ساير اطلاعات به صورت يک جدول در سمت چپ، فهرست مي شوند و فواصل زماني در بالاي ميله ها قرار مي گيرد. طول مدت فعاليت ها به شکل ميله هاي افقي نشان داده مي شود.

    يادداشت نويسنده: به آن bar chart هم گفته مي شود.

OTOB
271-4

WST


PMK96


MSP98

PMST
Gantt Charts

Gantt, Henry
  • مخترع نمودار گانت.

WST
Gates

General Accounting System
  • يک سيستم مديريت مالي که براي دسته بندي و توزيع امور مالي، مورد استفاده قرار مي گيرد.

CSM
General and Administrative ("G&A")
  • شکلي از هزينه هاي غيرمستقيم، شامل هزينه هاي اجرايي در رده هاي بالا، که براي اداره يک شرکت خرج مي شود. چنين هزينه هايي بر روي کل هزينه هاي مستقيم و عمومي شرکت سرشکن مي شوند.

QWF
General and Administrative Costs ("G&A")
  • هزينه هاي مديريت عمومي و اداره واحد تجاري. به عنوان مثال شامل: بيمه، پرداخت هاي قانوني، دعوت به مناقصه و ارائه طرح پيشنهادي، تحقيق و توسعه مستقل، و هزينه هاي بهره.

CSM
General Conditions
  • تعريف کلي ارتباطات و مسئوليت هاي حقوقي طرفين قرارداد، و چگونگي اجراي قرارداد. معمولاً اين موارد براي يک شرکت و يا پروژه، استاندارد است.

PMK87
General Management Skills
  • آن دسته از مهارت هاي مناسب براي مديريت عمومي که از مهارت هاي مقتضي براي مديريت پروژه، مجزا هستند. معمولاً اين مهارت ها داراي عمق بيشتر و گستردگي کمتر هستند، در حالي که مهارت هاي لازم براي مديريت پروژه، محدوده گسترده تري را پوشش مي دهند اما عمق کمتري دارند.

RMW
General Manager
  • منصبي در سطح اجرايي که مسئول يکپارچه سازي تمامي پروژه ها در برنامه هاي استراتژيک شرکت است. او مسئوليت کلي يک بخش عمده يا تمامي شرکت را برعهده دارد.

38
General Project Alignment
  • فعاليت هاي لازم براي پرکردن شکاف ميان اهداف استراتژيک سازمان و اهداف خاص پروژه و فعاليت هايي که شامل عهده دار شدن پروژه، اولويت بندي، مديريت ريسک، توازن سازماني، و پشتيباني از دفتر پروژه مي شود. Strategic Projects و Product and Market-related Projects و Capital Expansion Projects و Operational Projects را نيز ببينيد.

PCD
General Provisions
  • مواد اجباري (به واسطه قانون يا آيين نامه) براي قراردادهاي از يک نوع، که گاهي boilerplate ناميده مي شود. ماده هاي واحده، شرايط خصوصي خوانده مي شوند.

CSM
General Requirements
  • مشخصات غيرفني که محدوده کار، پرداخت ها، رويه ها، محدوديت هاي اجرايي، و غيره را در ارتباط با قرارداد تعريف مي کند.

PMK87
General Sequencing
  • نمايي کلي از ترتيب انجام فعاليت ها.

PMK87
Generalization
  • متضاد Specification. ارتباطي طبقه بندي شده مابين يک عنصر عام تر و يک عنصر خاص تر. عنصر خاص تر با عنصر عام تر، کاملاً سازگار بوده، اطلاعات بيشتري را دربردارد. در جايي که استفاده از عنصر عام تر مجاز باشد، نمونه اي از عنصر خاص تر مي تواند به کار گرفته شود.

RUP
Generalized Activity Network
  • نوعي از شبکه که شامل وابستگي هاي احتمالي مابين فعاليت هاست.

PNG
Generally Accepted Accounting Principles ("GAAP")
  • اصول برقرار شده توسط يک هيئت استانداردهاي حسابداري مالي که مبنايي براي راهکارهاي "قابل قبول" حسابداري ارائه مي کند. اين اصول، نشان دهنده مجموعه اي از راهبردهاست و، به عنوان امري عملي، متناسب نمودن آنها با کاربردهايشان را الزامي مي دارد.

RMW
Generation
  • ويرايش نهايي در پايان يک چرخه.

RUP
Geographical Separation
  • شرايطي که تحت آن، قسمت هاي مختلف يک تيم پروژه، از نظر جغرافيايي از يکديگر تفکيک مي شوند.

RMW
GERT

GFE

Go/No-go
  • فرصت تصميم گيري در مورد اينکه کار، ادامه يابد يا خير. معمولاً در ارتباط با يک برنامه بزرگ يا مايل استون مهم پروژه و مسئوليت مديريت ارشد است.
  • غالباً نوعي از اندازه گيري است که سريعاً به يک بازبين مي گويد که ابعاد چيزي در محدوده معين قرار دارد يا خير. در مورد مديريت پروژه، مي تواند هر گونه پايش يا مشاهده اي باشد که به يک مدير امکان مي دهد تا در مورد تغيير، قطع، يا ادامه يک فعاليت يا يک پروژه، تصميم گيري کند.

RMW

OTOB
271-4
Go/No-go Decision
  • يک نقطه مهم تصميم گيري در چرخه عمر پروژه، که نوعاً مرحله گذار از برنامه ريزي به اجرا را نشان مي دهد.

RMH
Goal
  • چيزي که يک شخص، خواهان انجام آن است. در مفهوم گسترده تر، بي انتهاتر از Objective. به عنوان رويدادي مطلوب و مورد نظر، مطرح مي شود.
  • نتيجه يا مقصودي خاص، که براي يک پروژه تعيين شده است.
  • تعريفي يک جمله اي از اينکه وقتي واقعه اي کامل گردد، به طور مشخص چه چيزي حاصل شده است.

TML 218

MSP98
WST
Goal Setting Theory
  • اين نظريه که وقتي يک مدير اهدافي شفاف و مشخص تعيين کند، عملکرد افزايش خواهد يافت، و تعيين يک هدف رقابتي کارآمدتر از آن است که به اعضاي تيم پروژه گفته شود "تمامي تلاش خود را به کار گيريد". Control Theory و Expectancy Theory و Equity Theory و Reinforcement Theory را هم ببينيد.

PMH
P316
Goals
  • مجموع نتايج به دست آمده از طريق اجراي مؤثر جنبه هاي متداول يک حوزه کليدي فرآيند. اهداف (goals) محدوده و منظور هر حوزه کليدي فرآيند را معني مي بخشند.

SA-CMM
Goods
  • کالاها، اجناس، آگاهي ها و غيره داراي ارزش.

Webster
Goodwill
  • يک سرمايه غيرقابل شناسايي ناملموس که تحت شيوه هاي خريد اصول حسابداري موجب مي شود، وقتي قيمت پرداختي توسط شرکت خريدار از مجموع دارايي هاي اندوخته قابل شناسايي فرد بيشتر باشد، بسته به ارزش متوسط آنها، بدهي هاي کمتري براي يک مجتمع تجاري درنظر گرفته شود.

GAT
Governance
  • برنامه ريزي، اعتبار بخشيدن، و هدايت سياست ها و امور يک سازمان.
  • اِعمال اختيار، مديريت و کنترل.

23
Webster
Government
  • اختيار سياسي مسئول حکومتي. هدايت و ممانعت اِعمال شده بر اقدامات افراد در اجتماعات، انجمن ها يا محدوده هاي قومي.

Webster
Government Contract Quality Assurance
  • کارهاي مختلف انجام شده، شامل بازرسي، توسط Government براي تعيين اينکه آيا يک پيمانکار، وظايف قراردادي را به لحاظ کيفي و کمي انجام داده است يا خير.

FAR
46.101
QMPP
Government Furnished Equipment ("GFE")
  • همانند Customer Furnished Equipment در پروژه ها، در صورتی که مشتري، يک نهاد دولتي باشد.

SPM 304-9
Government Regulations and Requirements
  • قوانين، آيين نامه ها، احکام، سياست ها و الزامات اجرايي مقرر شده براي سازمان ها، توسط ادارات دولتي.

PMK87
Grade
  • شاخص رده يا رتبه در ارتباط با خصوصيات يا مشخصاتي که مجموعه هاي مختلفي از نيازها را براي محصولات يا خدمات درنظرگرفته شده براي کاربردهاي عملي همانند، پوشش مي دهد.
  • رده يا رتبه مورد استفاده براي متمايز نمودن اقلامي که داراي کاربردهاي عملي يکسان هستند (مانند يک "چکش") اما از نيازهاي کيفي يکسان، برخوردار نيستند (مثلاً ممکن است لازم باشد چکش هاي مختلف، توان مقاومت در برابر مقادير مختلفي از نيرو را داشته باشند).

ISO 8402
QMPP

PMK96
Grapevine
  • اصطلاحات خاص براي تبادل غيررسمي يا غيرجدي اطلاعات باارزش. عبارتي که به معني "شبکه اي از ارتباطات غيررسمي، غيرمستند و براي مقاصد خاص"، به کار مي رود.

RMW
Graph
  • در مديريت کيفيت، مقايسه اي بصري از متغيرهاست که حاصل داده هاي ثبت شده به صورت واقعيت هاي عددي مي باشد. مثال هاي آن شامل: نمودارهاي روند، هيستوگرام ها، نمودارهاي کنترل، نمودارهاي توزيع فراواني، و نمودارهاي پراکندگي است.
  • در مديريت زمان، نما يا طرح ترسيم شده اي است که روابط مابين فعاليت ها را نشان مي دهد. نمايش تصويري متغيرهاي نسبي.

PMK87

PMK87
Graphical Evaluation and Review Technique ("GERT")
  • يک تکنيک تجزيه و تحليل شبکه که رفتار شرطي و احتمالي روابط منطقي را مجاز مي دارد (مثلاً امکان انجام بعضي از فعاليت ها وجود ندارد).

PMK96
Graphical User Interface ("GUI")
  • نوعي واسط که کاربران را قادر مي سازد به جاي وارد کردن فرمان ها، از طريق کار با ابزارهاي گرافيکي، با يک برنامه ارتباط برقرار کنند.

RUP
Group
  • جمعي از افراد که براي دستيابي به يک هدف خاص يا انجام يک کار، سازماندهي شده اند. يک گروه مي تواند از تنها يک فرد پاره وقت، تا چندين فرد پاره وقت از سازمان هاي ديگر، تا چندين فرد تمام وقت، متفاوت باشد.

SA-CMM
Group Communication
  • ابزارهايي که مدير پروژه توسط آنها جلسات، ارائه استدلال هاي تشريحي، مذاکرات و ساير فعاليت هاي لازم براي تأمين نيازهاي پروژه را هدايت مي کند و با تيم پروژه و ساير گروه ها ارتباط برقرار مي سازد.

PMK87
Group Work
  • کاري که با همکاري انجام مي شود.

NPMT
Groupthink
  • شرايط نامطلوبي که در آن تمامي اعضاي يک گروه (مثلاً يک تيم پروژه) مانند يکديگر فکر مي کنند يا وانمود مي نمايند که مانند يکديگر فکر مي کنند. در اين صورت هيچيک از اعضا مايل به ابراز اعتراضات و نگراني هاي مربوط به پروژه، اگر چه درست و براساس داده هاي موثق باشد، نخواهد بود.

PMH
p320
Growth
  • افزايشي تدريجي در يک راستا، مثلاً در اندازه، کميت، ارزش، و غيره.

    يادداشت نويسنده: اگر چه اقتصاد جديد، رشد را ضروري مي داند، اما بايد متذکر شد که همه رشدها خوب نيستند- به عنوان مثال Scope Creep را ببينيد.

RMW
Guarantee
  • Contract Guarantee را ببينيد.

Guaranteed Maximum

Guaranteed Maximum Price
  • نوعي از قرارداد که در آن، جبران زيان ممکن است با توجه به مقدار کار مرتبط، تغيير کند، اما در هر صورت از يک مقدار کل مورد توافق، بيشتر نخواهد بود.

RMW
GUI

Guidance
  • جهت دهي يا تأثيرگذاري به گونه اي ديگر، بر رفتار و اعمال يک شخص يا گروه.

RMW
Guideline
  • يک روش کاري پيشنهادي يا متداول براي رسيدن به يک هدف عيني. اين روش، اجباري نيست، اما معمولاً از آن پيروي مي شود.
  • مدرکي که روش هايي را که براي رسيدن به يک هدف عيني بايد به کار گرفته شود، پيشنهاد مي کند.
  • بيانيه اي که براي تشريح و به کار گيري يک خط مشي، رهنمودهايي را ارائه مي کند.





















RMW
PMK87
SU