عبارات و اصطلاحات و تعاريف آنها
|
منبع
|
- Critical
- فعاليت يا واقعه اي که تأخير آن، باعث تأخير در واقعه مهم ديگري، که معمولاً تکميل يک پروژه يا تکميل مرحله عمده اي در يک پروژه است، خواهد شد.
|
OTOB 271-4
|
- Critical Activity
- هر فعاليت بر روي يک مسير بحراني.
- به فعاليتي بحراني گفته مي شود که داراي شناوري صفر يا منفي باشد.
|
PMK87
WST
|
- Critical Path Method ("CPM")
- تکنيکي که براي پيش بيني طول مدت پروژه، با تجزيه و تحليل اينکه کدام توالي از فعاليت ها داراي کمترين مقدار انعطاف پذيري در زمانبندي است، مورد استفاده قرار مي گيرد.
|
WST
|
- Critical Path Network ("CPN")
- برنامه اي براي اجراي يک پروژه که شامل فعاليت ها و ارتباطات منطقي آنها با يکديگر مي باشد.
|
PMK87
|
- Critical Task
- فعاليتي که بايد به موقع تمام شود تا کل پروژه به موقع خاتمه يابد. اگر يک فعاليت بحراني تأخير داشته باشد، تاريخ تکميل پروژه نيز به تأخير خواهد افتاد. يک فعاليت بحراني داراي زمان شناوري صفر است. مجموعه اي از فعاليت هاي بحراني، مسير بحراني پروژه را تشکيل مي دهند.
|
MSP98
|
- Critical Work Item
-
|
|
- CSCI
- Computer Software Configuration Item را ببينيد.
|
|
- CSF
- Critical Success Factors را ببينيد.
|
|
- CTC
- Contract Target Cost را ببينيد.
|
|
- CTP
- Critical Target Price را ببينيد.
|
|